نشرات زنده
فارسی English عربي

فیلم تلویزیونی میش (1388)

X
نظر شما
ارسال نظر
+

فیلم تلویزیونی میش (1388)

X

سرگرد فرخ ثنایی مأمور ادارهٔ پاسپورت است و با همسرش مریم، دخترش رز و مادرش یک‌جا زندگی می‌کند. رز می‌گوید که پس‌فردا، با آن‌که عید قربان است، روز تولد او و همچنان روز جشن عبادت او نیز می‌باشد. مادر از فرخ می‌خواهد که برای آوردن یک گوسفند نذری، به روستا برود و گوسفندی را به تهران بیاورد.

فرخ راهی روستا می‌شود و گوسفندی را که دست و پاچه ای رنگین دارد، در موتر می‌گذارد و برای خوردن نان چاشت به قهوه‌خانه دوستش می‌رود. پس از صرف نان چاشت، وقتی قصد حرکت به سوی تهران را دارد، با موتر خالی روبه‌رو می‌شود. از این‌جا به بعد، داستان جست‌وجوی فرخ و مردم قریه به دنبال گوسفند آغاز می‌شود و سپس ماجراهای عجیب و طنزآمیزی که در مسیر تا تهران برای او رخ می‌دهد، شکل می‌گیرد.

فلم ها

فیلم تلویزیونی میش (1388)

سرگرد فرخ ثنایی مأمور ادارهٔ پاسپورت است و با همسرش مریم، دخترش رز و مادرش یک‌جا زندگی می‌کند. رز می‌گوید که پس‌فردا، با آن‌که عید قربان است، روز تولد او و همچنان روز جشن عبادت او نیز می‌باشد. مادر از فرخ می‌خواهد که برای آوردن یک گوسفند نذری، به روستا برود و گوسفندی را به تهران بیاورد.

فرخ راهی روستا می‌شود و گوسفندی را که دست و پاچه ای رنگین دارد، در موتر می‌گذارد و برای خوردن نان چاشت به قهوه‌خانه دوستش می‌رود. پس از صرف نان چاشت، وقتی قصد حرکت به سوی تهران را دارد، با موتر خالی روبه‌رو می‌شود. از این‌جا به بعد، داستان جست‌وجوی فرخ و مردم قریه به دنبال گوسفند آغاز می‌شود و سپس ماجراهای عجیب و طنزآمیزی که در مسیر تا تهران برای او رخ می‌دهد، شکل می‌گیرد.

1404/12/07
بیشتر...
نظرات