نشرات زنده
فارسی English عربي
111
-
الف
+

۳۵ سال استقلال تاجیکستان؛ جشن یک ملت، میراث یک فرهنگ

اکنون که تاجیکستان سی‌وپنجمین سال استقلال خود را جشن می‌گیرد، این مناسبت فرصتی است برای به یاد آوردن میراثی که میان تاجیکان، ایرانیان و افغانستانی‌ها مشترک است.

استقلال کشورها همواره علاوه بر ابعاد سیاسی بر سایر شئون جوامع تاثیر گذار بوده و باعث ترقی و یا بعضا تنزل جنبه های فرهنگی، اقتصادی ، اجتماعی و ... کشورهای استقلال یافته می شود. یکی از بزرگترین موج استقلال های جهان، پس از فروپاشی جماهیر شوروی اتفاق افتاد که طی آن کشورهای زیادی به گونه رسمی استقلال خود را اعلام کردند. نهم سپتامبر (18 سنبله/شهریور)، یادآور روزی است که تاجیکستان، سرزمین کوهستانی و پارسی‌زبانِ آسیای میانه، مسیر خود را از دل فروپاشی اتحاد شوروی به‌سوی دولت‌ملتی مستقل باز کرد. اگرچه در ابتدا مشکلاتی وجود داشت اما پس از استقرار ثبات سیاسی در این کشور، در حوزه‌های ادبی و فرهنگی، بازخوانی هویت ملی، زبان، تاریخ و میراث فرهنگی با اهمیت بیشتری دنبال شد. امسال، در حالی که ۳۵ سال از آن رخداد می‌گذرد، نگاهی تحلیلی به این مسیر برای همه فارسی‌زبانان ایران و افغانستان اهمیتی دوچندان دارد؛ چرا که تاجیکستان تنها یک همسایه جغرافیایی نیست، بلکه شاخه‌ای از همان درخت کهن زبان و فرهنگ فارسی است.

این رویداد برای فرهنگ تاجیک، آغاز دوره‌ای تازه برای بازخوانی هویت، زبان، ادبیات، هنر و میراث تاریخی بود. در این نگاه، استقلال بیش از آنکه صرفاً به مرزهای سیاسی مربوط باشد، فرصتی برای برجسته‌تر شدن میراث فرهنگی سرزمینی شد که بخش مهمی از تاریخ و تمدن فارسی را در خود جای داده است.

در سه دهه گذشته، موسیقی، ادبیات، هنرهای سنتی، پوشاک، آیین‌ها و جشن‌های ملی بیش از گذشته در معرفی هویت فرهنگی تاجیکستان نقش پیدا کرده‌اند.در فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو، از شش‌مقام و فلک گرفته تا هنر سوزن‌دوزی چکن، نوروز، سده، مهارت‌های تولید ابریشم، رباب و فرهنگ پخت سمنک ثبت شده‌اند و این میراث بخشی از حضور فرهنگ تاجیکستان در عرصه جهانی را شکل داده‌اند.

در حوزه میراث ملموس نیز ثبت محوطه باستانی سرزم و «میراث فرهنگی باستانی ختلان» و بخش تاجیکستانی کریدور «جاده‌های ابریشم: زرافشان ـ قره‌قوم» نشان می‌دهد که فرهنگ امروز تاجیکستان بر بستری بسیار کهن شکل گرفته است.

این میراث البته فقط متعلق به یک کشور نیست؛ بسیاری از عناصر فرهنگی تاجیکستان با ایران، افغانستان و ازبکستان ریشه‌های مشترک دارند. برای نمونه، نوروز، رباب، تولید ابریشم و برخی هنرهای سنتی در پرونده‌های مشترک میان چند کشور منطقه ثبت شده‌اند. برای نمونه، هنر ساخت و نواختن رباب در سال ۲۰۲۴ به صورت مشترک از سوی افغانستان، ایران، تاجیکستان و ازبکستان در یونسکو ثبت شد و نوروز نیز پرونده‌ای چندملیتی است که تاجیکستان، ایران، افغانستان و شماری دیگر از کشورهای منطقه را دربرمی‌گیرد. از این منظر، فرهنگ تاجیکستان می‌تواند همچون پلی میان فارسی‌زبانان ایران، افغانستان و تاجیکستان عمل کند؛ پلی که ادبیات، موسیقی، هنر و خاطره تاریخی را به یکدیگر پیوند می‌دهد.

در این مسیر، نام‌هایی چون صدرالدین عینی، ابوالقاسم لاهوتی، میرزا تورسون‌زاده و لایق شیرعلی در ادبیات تاجیک جایگاهی ویژه دارند و هنرمندان و موسیقی‌دانانی که سنت‌هایی مانند شش‌مقام و فلک را زنده نگه داشته‌اند، بخشی از روایت فرهنگی معاصر تاجیکستان را شکل داده‌اند. این چهره‌ها البته متعلق به نسل‌های متفاوتی از ادبیات معاصر تاجیک هستند و بخش مهمی از ادبیات دوره استقلال، ادامه و بازخوانی همین سنت ادبی پیشین است. پژوهش‌های مؤسسه زبان و ادبیات رودکی نیز در بررسی ادبیات دوره استقلال، موضوعاتی مانند «زبان و احیای ملی تاجیکان»، «جنگ و افکار ادبی تاجیک»، «شاهنامه و هویت ملی» و تحول نقد ادبی در دوران استقلال را در شمار مطالعات این دوره قرار داده است. در واقع، استقلال را می‌توان دوره‌ای دانست که در آن میراث گذشته، نه فقط به عنوان خاطره، بلکه به عنوان ماده اولیه آفرینش فرهنگی جدید مورد توجه قرار گرفت.

مفهوم وطن پس از استقلال چه تغییری کرد؟

پاسخ را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد: «وطن» از یک مفهوم عمدتاً تاریخی و جغرافیایی، به مفهومی فرهنگی‌تر و هویتی‌تر تبدیل شد.

پیش از استقلال، تصور وطن برای بسیاری از تاجیکان در چارچوب‌های گسترده‌تر تاریخی و شوروی معنا می‌یافت؛ اما پس از استقلال، زبان تاجیکی، ادبیات فارسی، نمادهای تاریخی، آیین‌ها، موسیقی، پوشاک و میراث نیاکان، نقش پررنگ‌تری در تعریف تعلق به وطن پیدا کردند. به همین دلیل، وطن دیگر فقط سرزمینی با مرزهای مشخص نیست؛ خاطره، زبان، فرهنگ و میراث مشترکی است که مردم را به سرزمین و یکدیگر پیوند می‌دهد.

این تغییر را می‌توان در خود شعر تاجیکستان نیز دنبال کرد. پژوهش‌های ادبی تاجیکستان، ادبیات دوره استقلال را تنها مجموعه‌ای از آثاری نمی‌دانند که مستقیماً درباره استقلال سروده یا نوشته شده‌اند؛ بلکه تاریخ، وطن، هویت ملی، سنت‌های فرهنگی و بازخوانی چهره‌های ماندگار ادبی نیز بخشی از بازتاب این دوره در ادبیات به شمار می‌آیند. در واقع، پژوهش‌های رسمی مؤسسه زبان و ادبیات رودکی نشان می‌دهد که ادبیات دوره استقلال از موضوعاتی چون احیای ملی و هویت گرفته تا تجربه جنگ، تحول شعر و بازنگری در تاریخ ادبیات را دربر گرفته است. به این ترتیب، استقلال نه فقط یک موضوع تازه، بلکه زمینه‌ای برای تغییر زاویه نگاه ادبیات به گذشته و حال تاجیکستان شد.

در شعر، یکی از این تغییرات، پررنگ‌تر شدن پیوند میان «وطن» و «هویت» است. در روایت‌های ادبی مربوط به دوره شوروی، مفهوم وطن اغلب در چارچوب گسترده‌تر اتحاد شوروی بیان می‌شد؛ اما در دوره استقلال، زادگاه، سرزمین تاریخی تاجیکان، زبان و خاطره ملی مجال بیشتری برای تبدیل شدن به موضوع مستقل شعر پیدا کردند. از این منظر، وطن در شعر معاصر تاجیکستان تنها یک محدوده جغرافیایی نیست، بلکه به مجموعه‌ای از خاطرات، نشانه‌های تاریخی و عناصر فرهنگی تبدیل می‌شود که شاعر از طریق آنها نسبت خود را با جامعه و گذشته‌اش تعریف می‌کند.

هم‌زمان، ادبیات دوره استقلال به بازخوانی گذشته نیز توجه بیشتری نشان داده است. بازگشت به چهره‌های ادبی و تاریخی، سنت‌های کلاسیک شعر فارسی، آیین‌های ملی و عناصر فرهنگ عامه را می‌توان بخشی از تلاش ادبیات برای پاسخ دادن به یک پرسش بزرگ‌تر دانست: یک کشور تازه‌استقلال‌یافته، هویت فرهنگی خود را بر چه گذشته‌ای استوار می‌کند؟ به همین دلیل، در بررسی ادبیات سه دهه اخیر تاجیکستان، «استقلال» را نمی‌توان فقط در شعرهای مستقیم درباره این رویداد جست‌وجو کرد؛ گاهی استقلال در بازگشت شاعر به تاریخ، زبان، زادگاه و حافظه فرهنگی خود آشکار می‌شود. ادبیات دوره استقلال، در معنای گسترده‌تر، روایتی از تجربه یک جامعه در حال بازتعریف خود است؛ جامعه‌ای که هم‌زمان با ساختن دولت مستقل، درباره زبان، تاریخ، وطن، حافظه جمعی و جایگاه خود در جهان نیز دوباره می‌اندیشد.

در این میان، زبان نیز یکی از مهم‌ترین عناصر این بازتعریف هویتی است. پژوهش‌های دوره استقلال، «معنویت، زبان و احیای ملی تاجیکان» را در شمار آثار شاخص این دوره قرار داده‌اند؛ مسئله‌ای که نشان می‌دهد زبان برای ادبیات تاجیک تنها ابزار بیان نبوده، بلکه بخشی از بحث گسترده‌تر درباره هویت ملی و بازشناسی فرهنگی بوده است.

از همین منظر، اهمیت فرهنگی استقلال تاجیکستان برای ایرانیان و افغانستانی‌های فارسی‌زبان نیز قابل توجه است؛ زیرا بخشی از آنچه در تاجیکستان بازشناسی و به جهان معرفی شده، در حقیقت بخشی از میراث گسترده‌تر حوزه تمدنی فارسی است؛ میراثی که امروز می‌تواند زمینه‌ای برای شناخت متقابل و گفت‌وگوی فرهنگی میان فارسی‌زبانان باشد. 

استقلال تاجیکستان، در خوانش فرهنگی، تنها داستان شکل‌گیری یک کشور نیست؛ داستان بازشناسی دوباره یک فرهنگ است؛ فرهنگی که زبان، شعر، موسیقی و هنر را به عنوان بخشی از مفهوم «وطن» به نسل‌های تازه سپرده است.

این رویکرد فرهنگی در برنامه‌های بزرگداشت سی‌وپنجمین سالگرد استقلال تاجیکستان نیز بازتاب گسترده‌ای داشته است. از ماه‌ها پیش، در شهرها و نواحی مختلف تاجیکستان «روزهای فرهنگی» برگزار شد؛ برنامه‌هایی که با هدف معرفی توانمندی‌های فرهنگی مناطق، احیای سنت‌های ملی و پاسداشت میراث فرهنگی، موسیقی، هنرهای سنتی و صنایع‌دستی شکل گرفتند.

در نهایت، آنچه استقلال را در حافظه فرهنگی ماندگار می‌کند، تنها تاریخ یک رویداد نیست؛ بلکه توانایی یک ملت برای حفظ، بازآفرینی و معرفی میراث خود به جهان است. تاجیکستان در این مسیر، روایت فرهنگی خود را بر پایه زبان، هنر و میراث تاریخی‌اش بازتعریف کرده است؛ روایتی که می‌تواند برای همه فارسی‌زبانان، فرصتی برای بازشناسی پیوندهای فرهنگی و تاریخی مشترک باشد.

نظر شما
ارسال نظر