نشرات زنده
فارسی English عربي
13
-
الف
+

از پرونده‌های پنهان تا جنگ با تبهکاری؛ «بازپرس» می رود و «میکائیل» از راه می‌رسد

«بازپرس» چهارشنبه ۲۱ اسد/مرداد به پایان می‌رسد و از پنجشنبه، «میکائیل» با قصه‌ای جنایی و پرتنش میهمان آی‌فیلم۲ می‌شود.

به گزارش آی‌فیلم۲، با پایان نشر سریال «بازپرس» در چهارشنبه ۲۱ اسد/مرداد، یک قصه پلیسی دیگر از پنجشنبه ۲۲ اسد/مرداد جای آن را در جدول نشر این شبکه می‌گیرد؛ سریالی که برخلاف فضای اداری و دوسیه محور «بازپرس»، مخاطب را به شهری جنوبی در ایران می‌برد؛ جایی که قانون در برابر قدرت یک قاچاقچی بانفوذ قرار گرفته است.

پرونده‌ای که از یک قتل ساده آغاز شد

«بازپرس» داستان صدرا حسینی، مامور تحقیقات دقیق و کم‌حرفی را روایت می‌کند که از بندرعباس به تهران مأمور شده است. او کار تازه‌اش را با پرونده قتلی آغاز می‌کند که در ابتدا یک جنایت معمولی به نظر می‌رسد؛ اما هرچه تحقیقات پیش می‌رود، نشانه‌های یک حذف حساب‌شده آشکارتر می‌شود.

صدرا در ادامه به سرنخ‌هایی می‌رسد که پرونده را از یک قتل فراتر می‌برد و به شبکه‌ای از فساد اقتصادی در یک بانک می‌رساند. پیچیدگی ماجرا زمانی بیشتر می‌شود که پای حامد سعادت، یکی از اقارب صدرا و یکی دیگر از بازپرسان، نیز به پرونده باز می‌شود؛ فردی که خود زیر فشار روابط، مصلحت‌ها و بده‌بستان‌های پنهان قرار دارد.

به این ترتیب، مسئله اصلی صدرا تنها کشف عامل یک جنایت نیست؛ او باید میان اجرای قانون، روابط خانوادگی و فشارهایی که از اطراف بر او وارد می‌شود، تصمیم بگیرد. همین تقابل، «بازپرس» را از یک قصه صرفاً جنایی به روایتی درباره فساد، قدرت و دشواری ایستادن در برابر تخلف تبدیل می‌کند.

حالا با پایان این پرونده، قصه‌ای تازه در راه است؛ قصه‌ای که باز هم یک پولیس در مرکز آن قرار دارد، اما این بار دشمن او نه در دهلیزهای یک اداره، بلکه در دل شهری تحت نفوذ یک خلافکار قدرتمند است.

میکائیل؛ قصه‌ای که با یک دوستی قدیمی آغاز می‌شود

«میکائیل» به کارگردانی سیروس مقدم و محصول سال ۱۳۹۴، داستان پولیسی سختکوش به نام میکائیل را دنبال می‌کند. او در شهری در جنوب ابران به نام «۶۰ کیلومتر» خدمت می‌کند؛ شهری که آقاخان، قاچاقچی بانفوذ، در آن نفوذ گسترده‌ای دارد و میکائیل مدت‌هاست در جست‌وجوی اوست.

اما ماجرا برای میکائیل زمانی شخصی می‌شود که رسول، دوست صمیمی و قدیمی او، قربانی توطئه افراد آقاخان می‌شود.

میکائیل و رسول تنها دو دوست معمولی نیستند؛ آنها از کودکی در کنار یکدیگر رشد کرده‌اند و علاوه بر دوستی، قرابت قومی نیز دارند. در آغاز داستان، سوءقصدی که با هدف کشتن میکائیل انجام می‌شود، هر دو را درگیر می‌کند. میکائیل زخمی می‌شود و برای آوردن کمک می‌رود، اما به دلیل خون‌ریزی بیهوش می‌شود. وقتی به هوش می‌آید، با نگاه متفاوت مردم شهر روبه‌رو می‌شود؛ اتفاقی که مسیر زندگی او را تغییر می‌دهد.

از اینجا به بعد، مسئله تنها پیدا کردن یک مجرم نیست. میکائیل باید در شهری که ترس و نفوذ آقاخان بر آن سایه انداخته، حقیقت را دنبال کند و در برابر ساختاری بایستد که قدرتش تنها به قاچاق و جرم محدود نمی‌شود.

از صدرا تا میکائیل؛ دو پولیس، دو میدان مبارزه

اگر «بازپرس» مخاطب را با پرونده‌ای پیچیده در دل ساختارهای اقتصادی و اداری همراه می‌کرد، «میکائیل» میدان دیگری از مبارزه با جرم را پیش روی او می‌گذارد.

در «بازپرس»، صدرا برای رسیدن به حقیقت باید از میان اسناد، روابط و پیوندهای پنهان عبور کند؛ در «میکائیل»، اما حقیقت در گرمای جنوب ایران و در تقابل مستقیم با یک شبکه تبهکاری دنبال می‌شود.

به همین دلیل، جانمایی این دو سریال در جدول نشر آی‌فیلم۲ تنها جابه‌جایی دو عنوان نیست؛ مخاطب از یک پرونده آرام و پیچیده وارد قصه‌ای پرتحرک‌تر می‌شود که در آن دوستی، انتقام، خانواده، جرم و اجرای قانون به یکدیگر گره می‌خورند.

«میکائیل» همچنین از آن نوع سریال‌هایی است که در کنار خط اصلی پلیسی، روابط شخصیت‌ها را نیز به بخش مهمی از داستان تبدیل می‌کند؛ از رابطه میکائیل و رسول گرفته تا تقابل رشید با آقاخان و دیگر شخصیت‌هایی که هرکدام در ادامه قصه نقشی تعیین‌کننده پیدا می‌کنند.

به این ترتیب، چهارشنبه شب ساعت ۱۷:۰۰ به وقت تهران، ۱۸:۰۰ به وقت کابل و ۱۸:۳۰ به وقت دوشنبه تاجیکستان با پایان «بازپرس»، یک پرونده به پایان می‌رسد؛ اما از پنجشنبه ۲۲ اسد/مرداد در همین ساعات، پرونده‌ای تازه گشوده می‌شود؛ پرونده‌ای که این بار نام آن «میکائیل» است و در شهری به نام «۶۰ کیلومتر» جریان دارد.

نظر شما
ارسال نظر