نشرات زنده
فارسی English عربي
59
-
الف
+

از اشک تا خشم؛ سفر حماسی ایران در یک اثر هنری از شاعر تاجیکستانی

یک اثر هنری مشترک با روایت، شعر و موسیقی، تصویر حماسی و دردآلودی از ایران را در روزهای بحران بازتاب می‌دهد.

در ادامه موج گسترده همدردی و همبستگی در میان فارسی‌زبانان منطقه، این‌بار یک اثر چندلایه هنری، ترکیبی از روایت، شعر و موسیقی، از دل محافل فرهنگی تاجیکستان برخاسته است؛ اثری که با زبان هنر، درد مشترک و ایستادگی یک ملت را فریاد می‌زند.

در این قطعه، «ایران» به‌عنوان یک هویت زنده و سخنگو تصویر می‌شود؛ هویتی که از دل اندوه، به خشم و سپس به ایستادگی می‌رسد. زبان شعر، آمیخته با تصویرسازی حماسی، روایتگر ملتی است که در برابر زخم‌ها، قامت خم نمی‌کند.

در ادامه، متن این سروده تأثیرگذار را می‌خوانید:

شعر از «عبدالجبار سروش»:

من ایرانم!
ابرهای آه سرد خویش را باران شدم،
گریه را در آبشار چشم خود شاران شدم.

بمب دشمن روی بام هم‌تبارانم فتاد،
من به جای بام از بمب الم ویران شدم.

دشمن من، کودکانم را چو نامردانه کشت،
پهلوان خون طلب از جمع خونخواران شدم.

نیستم چون بید سرخم، هم تبار بردگان،
شهره در آزادگی همچون سپیداران شدم.

از ازل، دارد به تن خون غلامی چون یهود،
من پشیمان از نکوکاری به بدکاران شدم.

بر غلامان نمک نشناس، شوریدن حتست،
مُشت محکم بر سر پست گنهکاران شدم.

تا شغالان را دهم در کارزاران گوشمال،
پنجهٔ شیران شدم، ایران شدم، ایران شدم

این اثر و روایت هنری، هم‌نشینی صدا، کلمه و موسیقی، تجربه‌ای عاطفی و حماسی می‌آفریند که تنها یک واکنش نیست؛ بلکه سندی هنری از همدلی و پیوند میان ملت‌هایی‌است که در زبان، فرهنگ و تاریخ مشترک‌ هستند. در روزگار بحران، چنین صداهایی نشان می‌دهد که «فرهنگ» همچنان زنده است و «ایستادگی»، همچنان روایت می‌شود.

نظر شما
ارسال نظر
من ایرانم

همه از یک خون و تباریم